تبلیغات
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
مدتی ست پریشانِ غریبستانم... - روشن سازی فلسفی!!!

 
اگر بین دوراهی قرار گرفتید که یک طرف،شغلی پردرآمد(ونه مطلوب) ودر طرف دیگر شغل مورد علاقتان(ونه پردرآمد)وجود داشت،کدامیک را انتخاب میکنید؟



تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : gerdekan
تاریخ : شنبه 13 دی 1393
نظرات






دیگه الان یه جوری شده(بخاطر کم کاری من وامثال من و شما و امثال شما)

که مردمی که اصلا خیلی اطلاعات کمی از فلسفه دارن

شروع میکنن به ذم و بدگویی نسبت به فلسفه که ای بابا این

فلاسفه همشون ملحد وکافر وخاک بر سرن واز اینجور حرفا

لهذا برآن شدیم(به قول رئیس روؤسا) یه خورده در زمینه ی فلسفه روشن سازی کنیم
.
..
...
اگر از همون اول بدون اینکه حرف این و اون رو شنیده باشی

(منظورم از این و اون
افراد خاصی هستن)


بری سراغ فلسفه ی اسلامی،که معمولا هم تو دانشگاه ها وحوزه های ایران همین فلسفه ی

اسلامی رواج داره(فلسفه ی غرب هم هست منتهی رواج اسلامیش بیشتره)

هیچ مشکلی توش پیدا نمیکنی

همه ی مشکلات ازونجایی شروع میشه که یه عده نادان که به ظاهر

عامی نیستن وچیزهایی از فلسفه میدونن(که البته به نظر من از مردم عادی هم عامی ترن)

میان و شروع میکنن به بدگویی از فلسفه

فلسفه ی غرب رو که نشسته پاک میدونن

بیشتر حرفشون رو فلسفه ی اسلامیه

میگن که ای بابا اینا (فلاسفه) بدعت میذارن تو دین

ائمه از فلسفه نهی کردن

با وجود کتاب وسنت ما رو به فلسفه چه نیازی هست و

ازینجور مزخرفات

اما بنده ی حقیر سراپاتقصیر قصد دارم تو این متن یه خورده با فلسفه بیشتر

آشناتون کنم(فلسفه اسلامی)

یه خورده هم به اشکالاتی که این دوستانمون به فلسفه وارد میکنن جواب مختصری بدم

اولا بگم اینایی که مخالف فلسفه هستن،یه فرقه این به نام تفکیک

میگن ما مذهب تفکیک هستیم

به اینجور افرادم میگن تفکیکی

با این افراد که برخورد کنی و در مورد فلسفه که باهاشون صحبت کنی

میگن:اولا که ائمه مخصوصا مولای صادقمان به شدت از

فلسفه نهی کرده.یا میگن وقتی که این همه آیات و روایات از معصومین داریم

چه نیازی ما رو به فلسفه؟...

اما اولا بگم که فلسفه مساویست با استدلال کردن ولاغیر

وفلسفه میخاد حقیقت انسان وجهان هستی رو با استدلال

بیان کنه تا انسان به خود شناسی وسپس به خدا شناسی برسه

این غیر از آیات وروایاتن که میگن در انفس وافاق تفکر کنید؟

انفس یعنی خود شناسی،افاق یعنی هستی شناسی

پس فلسفه تا اینجا طابق النعل بالنعل مطابق شد یا ایات و روایات

اما اینا میگن ائمه از فلسفه نهی کردن چون عباسیان

که میخواستن مکتب اهلبیت رو از بین ببرن اومدن چن نفرو گذاشتن

سر کلاس اهلبیت مخصوصا امام صادق(ع) تا یه چیز جدید در بیارن

تا معارف اهلبیت رو منحرف کنن واز بین ببرن

ولی باید بهتون بگم اولین جرقه های فلسفه اسلامی از نهج البلاغه

یعنی سخنان و نطقهای مولا علی(ع) شکل گرفت.

بعد ازون بیایم برسیم به امام صادق(ع) که اعلی ترین نکات فلسفی رو

با شاگرداش مخصوصا هشام به کار میبرد

یا خود امام رضا(ع) در مناظره با مسیحیا برید ببینید چه نکات فلسفی

اعلایی استفاده کرده

پس نعوذبالله همه ی این معصومین هم کافر وملحد بودن دیگه

طرف میاد پیش امام صادق(فک کنم ایشون بودن البته)

میگه خداوند میتونه یه کاری کنه که جهان داخل در تخم مرغ

بشه بدون اینکه نه تخم مرغ بزرگ بشه ونه جهان کوچیک بشه؟

حضرت میفرمان:بله،ودر کوچکتر از آن جای داده و آن چشم توست

یارو کف میکنه میره

اتفاقا بعدا همین سوالو یکی از شاگرداشون بعدا ازشون میپرسه

(بازم میگم فک کنم امام صادق بودن،دقیقا یادم نیست)

امام (به این مضمون)جواب میدن:قدرت خداوند بر محالات تعلق نمیگیرد،

نه ازین حیث که فاعلیت فاعل تام نباشد

بلکه ازین جهت که قابل قابلیت ندارد.

خب فرق این دوتا جواب چی بود؟

فرقشون در سوال کننده شون بود

اولی یه شخص عامی بود امام بهش جواب اقناعی دادن تا قانع بشه وبره

چون اگه  اون جوابی رو که به شاگردشون دادن به اون عامی میدادن

طرف اصلا متوجه نمیشد که قضیه از چه قراره

اما جواب دوم که به شاگردشون میدن یه جواب فلسفیه

چون شاگردشون فیلسوف بودن

این همون فلسفه ست که تو سیره وروش علمی ائمه دیده میشه وشما دارید انکارش میکنید

فیلسوف بودن یعنی بتونی استدلالات منطقی رو بفهمی

بتونی با صغری کبری نتیجه بگیری

چون اساسا فلسفه یه حرفی رو که میزنه با عقل کار داره

عقل هم که کارش استدلال کردن ونتیجه گیریه دیگه

اما یه بحث دیگه اینکه حداوند این همه تو آیات دعوت به تفکر کرده

افلا تعقلون...افلا تتفکرون...افلا تتدبرون

اصحاب جهنم میگن:لوکنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر

وغیره از ایات که تا فردا صبح میتونم واستون بگم

حالا.... من میگم فلسفه ینی استدلال وتعقل

نه اینکه من بگم ...در واقع فلسفه همین هست

پس اگر فلسفه خوندن کفر والحاد باشه که خداوند نعوذبالله

اول کافر جهانه...والا...نتیجه ی حرف این نادانان همینه دیگه

یه جور دیگه بگم اصلا

امام میفرمان خداوند دو حجت به انسان داده

حجت بیرونی وحجت درونی

حجت بیرونی معصومین هستن وحجت درونی عقله

خب نادانهای نفله...فلسفه که استدلاله

استدلال هم که همون عقله

عقلم که حجت درونیه

اصلا رد فلسفه ینی رد استدلال...بعد ینی ردعقل...

ووقتی میگی من عقلو قبول ندارم ینی روایت معصوم رو قبول نداری

وقتی روایتشو قبول نداری ینی خودشو قبول نداری

وقتی خودشو قبول نداری ینی دینی رو که تبلیغ میکنه رو قبول نداری

پس تو کافر وملحدی نه فلاسفه ومنطقیون

اینایی که میگم نتایج حرف خودشونه ها ک بری تو عمقش همچین چیزی ازش درمیاد.

دوما اینا که میگن با این همه روایات مارو با فلسفه چکار؟

اصلا انقدر این حرف مضحکه که فقط از یه نادان برمیاد(حرصم دراومده الان...شما ببخشید)

اصلا حجت بودن اون روایتی که داری ازش حرف میزنی به عقله...

یعنی عقلت ثابت میکنه اون روایت حجته

عقلم که استدلاله استدلالم که همون فلسفه ست

پس با حرف خودت داری ریشه ی خودتو میزنی

سوما شما که میگین علم فلسفه بدعت گذاشتن تو دینه

چون زمان ائمه نبوده وحرامه و ازینجور خزعبلات

اولا شما ابتدا ثابت کن که زمان ائمه نبوده

چون همونطور که گفتیم اصلا جرقه ی فلسفه اسلامی از

کلمات حضرت امیر شکل گرفت

ثانیا اگر برفرض محال ثابت کنی که علم فلسفه زمان پیامبر وائمه نبوده

(که صد سال سیاهم نمیتونی ثابت کنی)

مگه هر علم جدیدی که الان رایجه وزمان ائمه نبوده بدعت در دین وحرامه؟

اگه اینطوریه پس علم هسته ای وصنعت نفت وخودردو سازی واینجور چیزا

همه بدعت وحرامه دیگه

نه خجالت نکش...بگو دیگه

بحث بعدی این که گفتن ائمه نهی کردن از فلسفه

خب خنگولها(معذرت میخام از محضر خوانندگان)

اون که فلسفه ی اسلامی شیعی نبود که ائمه نهی میکردن ازش

اون نهی از افکار وعقائد ضاله ی فرق اشاعره ومعتزله بود

که میخاستن فلسفه ی روم وپارس ویونان و اینا رو با فلسفه ی اسلامی قاطی کنن

تا ریشه ی اسلام رو بزنن

اینا علمایی بودن که نوکر عباسیان بودن نه فلاسفه ی اسلامی شیعی

که بعد از ائمه سردمدارانش افراد شناخته شده ای مثل

ملاصدرا و سهروردی(شیخ اشراق)و شیخ الرئیس بوعلی سینا

و فارابی وخواجه نصیر ومیرداماد و میرفندرسکی و...بودن

تا بیاد برسه به عصر ما که امام خمینی و ایت الله قاضی و

علامه طباطبایی و علامه حسن زاده وعلامه طهرانی وعلامه رفیعی و

آیت الله جوادی آملی و... باشن.اصلا اگه شما به بزرگی این اسامی توجه کنین

دیگه لازم نیست متن بالا رو بخونین

آدم قانع میشه اصن

اما اینم بگم تو طول تاریخ چه ظلمهایی که به این افراد نشده

مثلا ملاصدرا تبعید شد کهک،به قول رفیق ما بیچاره کردن ملاصدرا رو

سهروردی رو زندانی کردن تا جان به جان‌ آفرین تسلیم کرد

بوعلی سینا که اصن دیگه هیچی. یه شعر داره در مورد اینا که میگه:

با این دوسه نادان که چنین پندارند
کز حمق دانای جهان ایشانند

خرباش که این جماعت از فرط خری
هر کس نه خراست کافرش پندارند

بعد بیایم برسیم به عصر خودمون

علامه طباطبایی که فلسفه درس میداد

یه مدت شهریه شاگرداشونو قطع کردن وکلی تهدید وتکفیر وغیره

علامه حسن زاده رو که از قم بیرون کردن الان آمل تشیف دارن

شاگرداشونم دیگه نمیذارن تو قم درس بدن

باسنگ میزنن شیشه ی خونشونو میشکنن و فوش مینویسن رو

دیوارشون و از این خر بازیا

پسر علامه حسن زاده  تعریف میکردن یه بار آقا تو ماشین بودن داشتیم تو اتوبان میرفتیم

که ماشین خراب شد.

اومدیم بیرون که ماشینو درست کنیم هر کی پدر مارو میدید ومیشناخت

میومد سرعتشو کم میکرد دوتا فحش میداد وگازشو میگرفت میرفت

اقا دیدن من ناراحت شدم گفتن:«پسر ناراحت نباش،تا بوده همین بوده»

آخه تا چه حد مظلومیت؟

چن سال پیش چند تا از آشناهای همراهمون بزرگداشت گرفتن

واسه علامه حسن زاده

طرف هزار کیلومتر از مشهد کوبیده اومده شروع میکنه به سب ودشنام

میگه با خودم عهد کردم هرجا حرف این کافر شد

بیام ملتو روشن کنم،آخه لامصب تو که خودت از همه خاموشتری.

هیچی دیگه... دعوا شد و یکی از آشناها خوابوند تو گوش یکی ازین نفله ها

که من عجیب دلم خنک شده از این حرکتش.

خلاصه این که فلسفه یه صغری میاره میگه اینو قبول داری؟

یه کبری هم میاره میگه اینم قبول داری؟

میگی آره...میگه خب برادر من...منم همینو میگم

از این دو تا مقدمه این نتیجه در میاد...حالا این کجاش اشکال داره؟



ته همه ی استدلالای فلسفی هم ختم میشه به بدیهیات

که هیچکس اصلا نه میتونه انکارش کنه،نه عقل میتونه ردش کنه

امروز از استادمون پرسیدم خب اینا چرا عقل رو قبول ندارن؟

گفت:چون عقل ندارن!!!

تا حالا اینجوری قانع نشده بودم




یاحق



مرتبط با: حرفای دلی... ,
برچسب‌ها: فلسفه وتفکیک ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain after running پنجشنبه 1 تیر 1396 12:08 ق.ظ
You could certainly see your expertise in the work you write.
The world hopes for more passionate writers
such as you who aren't afraid to mention how they
believe. All the time follow your heart.
http://eagerjungle9518.jimdo.com/ شنبه 23 اردیبهشت 1396 04:54 ب.ظ
Hello, everything is going fine here and ofcourse every one
is sharing information, that's genuinely fine, keep up writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر